نقد فیلم
گرداب Girdap
کارگردان: تالیپ کاراماحموت اوغلو. فیلمنامه: اُنور آیدین، تالیپ کاراماحموت اوغلو. موسیقی: آلیجان گنچ. مدیر فیلمبرداری: اگه اللی دوکوزاوغلو. تدوین: اُنور آیدین، تالیپ کاراماحموت اوغلو. طراح صحنه: آدالی آکسوی. بازیگران: اوزان بیلن[ئوموت]، علی سورمه لی[سلمان]، فوآت ساکا[شیخ ابراهیم]، ادا ئوزرکان[زینپ]، ایبراهیم ایریس[اسماعیل]، امره جان پولات[سلیمان]، احمت ینیلمز[یعقوب، صاحب خانه]، بولنت پولات[استاد تاریخ]، تئومان کومباراجی باشی[مامور] و ئوفوک بایراکتار. ٩١ دقیقه. محصول ٢٠٠٨ ترکیه.
ئوموت اهل آنتالیا که موفق به ورود به دانشگاه استانبول شده، به دنبال یافتن محلی مناسب برای سکونت است. او بعد از دیدن آگهی در تابلوی اعلانات بوفه دانشگاه، موفق به یافتن خانه ای مناسب و دو همخانه می شود. اما مدتی کوتاه پس از اثاث کشی، وقایعی مرموز در خانه رخ می دهد. به توصیه یکی از همخانه ها به دیدار شیخ ابراهیم می روند و موفق به حل راز خانه می شوند. اما ملاقات با شیخ ابراهیم ادامه یافته و سبب تغییر اساسی در رفتار ئوموت می شود. این تغییر رفتار از چشم دوست دخترش زینپ پنهان نمانده و تصمیم به قطع رابطه با وی می گیرد.چون ئوموت که تا دیروز جوانی امروزی بود، اینک تبدیل به مسلمانی دو آتشه شده است. ئوموت در حلقه دوستان شیخ ابراهیم با سلمان نیز آشنا می شود. مردی مرموز که جوان ها را به اقدام قاطع علیه کفار فرا می خواند. بعد از درگیری خودجوش ئوموت با فروشندگان انجیل در خیابان های استانبول، سلمان که اعتمادش به او جلب شده، از وی می خواهد تا کمربند انتحاری آمده شده را در خانه دانشجویی شان پنهان کند. تا اینکه یک روز، ئوموت که رفته رفته در عقاید خود افراطی تر شده و حضور خارجی ها در استانبول را به منزله جنگ صلیبی تازه ای می داند، تصمیم به استفاده از کمربند می گیرد...
چرا باید دید؟
تالیپ کاراماحموت اوغلو از کارگردان های مستعد سینمای ترکیه و گرداب سومین فیلم او بعد از تو کوچک هستی و عشقی نوشته شده بر سنگ ها است. اما با هر دو فیلم پیشین او یک تفاوت بنیادین دارد و آن نگاهی عمیق و هشدار دهنده به وقایع امروز ترکیه است که بنا بر ادعای وی و اُنور آیدین بر اساس ماجرایی واقعی ساخته شده است.
ترکیه امروز که وضعیتی همچون دهه ١٣٥٠ ایران دارد، هر روز شاهد درگیری هایی میان طرفداران خلافت-اسلام راستین- و حتی بنیادگرایی است که مانند قهرمان فیلم جهاد را راه حلی در برابر جنگ صلیبی فرضی می دانند. ترکیه نیز مانند ایران محل زندگی اقوام، نژادها و پیروان ادیان گوناگون است که راه را برای بروز هر نوع اختلافی باز می کند. آن هم در شهری که زمانی سلاطین عثمانی آن را فتح کرده و اسلام را جایگزین دین رایج آنجا-مسیحیت- کرده اند.
گرداب داستان جوانی ساده است که ابتدا توسط دیگران به یک مومن دو آتشه و سپس به یک بمب گذار انتحاری تبدیل می شود. کارگردان با استناد به آیه ای از قرآن در صدد هشدار دادن به جوانان امروز است تا مبادا به نام خدا فریب داده شوند، یعنی چیزی که دقیقا بر سر ئوموت می آید و فریب دهندگانش بعد از مرگ وی به شادخواری می نشینند.
فیلم روی باورهای خرافی رایج میان ترک ها و جدالی که میان طرفداران سنت و مدرنیسم در این منطقه درگیر است، انگشت می گذارد. اما تنها راه حلی که عرضه می کند هشیاری است. چیزی که به مذاق بسیاری از اسلام گراین خوش آمده و تماشای فیلم را تا دقایق پایانی به راحتی تحمل می کنند. اما نشانه هایی که کارگردان مبنی بر هدایت این افراد از سوی دولت جمهوری اسلامی و آن سوی مرزها به تصویر می کشد، جز خشم کورشان پاسخ دیگری ندارد. در دهه گذشته فیلم های بسیاری کوشیده اند تا دست پنهان جمهوری اسلامی را در وقایع تروریستی داخل ترکیه افشا کنند(مانند سریال دل دیوانه/جسور و سال گذشته سریال یوزپلنگ: نارکو ترور)، اما بی تردید گرداب صریح ترین آنهاست که ئوموت را مقابل سفارت و عکس خمینی نشان می دهد. تماشای فیلم برای آنهایی که آموزهایی دینی چشم بصیرت شان را نابینا کرده، ضروری است!
ژانر: درام.
سایت رسمی فیلم
کش Ca$h
نویسنده و کارگردان: اریک بسنار. موسیقی: ژان-میشل برنارد. مدیر فیلمبرداری: ژیل آنری. تدوین: کریستوف پینل. طراح صحنه: ژاک روکسل. بازیگران: ژان دوژاردان[کش]، ژان رنو[ماکسیم-دوبروی]، والریا گولینو[ژولیا]، آلیس تالیونی[گارانس]، فرانسوا برلین[فرانسوا]، کارولین پروست[لئا]، مهدی نبو[ونسان]، سیریل کوتون[میکی]، کیاران هیندز[بارنز]. ١٠٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٨ فرانسه.
سارق و کلاهبردار خرده پایی مشهور به کش از سوی ژولیا افسر یوروپل زیر نظر است، چون می پندارد کش در صدد طرح و اجرای نقشه ای بزرگ است. ژولیا اشتباه نمی کند، اما مانعی سر راه کش وجود دارد و آن تبهکاری است که در صدد یافتن و قتل اوست. چون کش به بهانه چاپ مقادیری یوروی تقلبی، کلاه وی را برداشته است. کش هنگام فرار از چنگ او مجبور می شود به ژولیا پناه ببرد. ولی ژولیا نیز که پلیسی فاسد است با هدف شراکت در غنایم به وی پناه داده و شروع به همکاری با وی کند. کش که همزمان با دختر یکی از مشهورترین و بدنام ترین سارقان فرانسه موسوم به ماکسیم طرح دوستی ریخته، مجبور به همکاری با ماکسیم در سرقت مقادیر هنگفتی الماس می شود. در حالی که پلیس فرانسه به ژولیا مشکوک شده و مراجعه شان به مافوق وی نیز سبب ایجاد شبهه نزد وی می شود. نقشه با موفقیت انجام می شود، اما ژولیا قصد دارد تا همه الماس ها را به تنهایی تصاحب کند...
چرا باید دید؟
اریک بنسارد متولد ١٩٦٤ است. سینما را با نوشتن فیلمنامه و دیالوگ نویسی آغاز و در ١٩٩٩ با فیلم لبخند دلقک کارگردانی را نیز آزموده است. میان آن فیلم و کش فاصله ای طولانی و چندین فیلنامه موفق(کامیون حمل پول، ولیمه خانه نو و بابل بعد از میلاد) قرار دارد. اما کش را می شود ظهور یک کارگردان مستعد و آشنا به تاریخ سینمای فرانسه-به خصوص از نوع اکشن/کمدی آن- دانست.
کش که موفق شده بیش از یک میلون فرانسوی را به سالن های سینما بکشاند فیلمی در ادامه سنت اکشن های دهه ٦٠ و ٧٠ فرانسوی با حضور ژان پل بلموندو است که بلموندوی عصر ما آن را همراهی می کند. داستانی که در ابتدا غیر از یک سرقت پر پیچ و خم چیز دیگری به نظر نمی رسد، اما در پایان به شکلی قابل حدس به داستان انتقام گیری کش از مسببین مرگ برادرش تبدیل می شود. چیزی در حد و اندازه های نیش که کارگردانش به خوبی توانسته از همه تکنیک های دم دستی-مانند تقسیم پرده یا برداشت های متفاوت از یک ماجرا- برای افزایش هیجان و خنده استفاده کند.
البته می شود کش را برگردانی از همه ترفندهای سینمای تجاری هالیوود نیز دانست که قرار است دزدهای پاریس را بدل به نمونه های وطنی دسته یازده نفری اوشن کند، که هست. اما به اندازه کافی چاشنی فرانسوی قاطی آن کرده که بشود به عنوان محصولی میهنی به خورد فرانسوی های سخت گیر داد. بازی ها همه خوب و کیارن هیندز در نقش کوتاهش فوق العاده است. اما ستاره واقعی فیلم ژان دوژاردان است که نشان می دهد میراث بلموندو در دستان مطمئنی قرار گرفته است. اگر دنبال دو ساعت خنده و هیجان خالص هستید، کش را نقداًً بچسبید!
ژانر: کمدی، جنایی، مهیج.
بعد از خواندن بسوزانید Burn After Reading
نویسنده و کارگردان: ایتن و جوئل کوئن. موسیقی: کارتر بورول. مدیر فیلمبرداری: امانوئل لوبتسکی. تدوین: ایتن و جوئل کوئن. طراح صحنه: جس گانکور. بازیگران: جورج کلونی[هری فارر]، فرانسس مکدورموند[لیندا لیتزکی]، جان مالکوویچ[آزبورن کاکس]، تیلدا سوینتون[کتیکاکس]، براد پیت[تد ترفون]، الیزابت مارول[سندی فارر]، اولک کروپا[کراپوتکین]. ٩٦ دقیقه. محصول ٢٠٠٨ آمریکا، انگلستان، فرانسه.
آزبورن کاکس تحلیل گر CIA به دلیل افراط در نوشیدن از کار اخراج شده و تصمیم می گیرد تا خاطرات خود از دوران خدمتش را به نگارش در آورد. همسرش کتی نیز قصد دارد از وی طلاق بگیرد، به همین خاطر به توصیه وکیلش اطلاعات موجود در کامپیوتر شخصی وی را روی سی دی کپی می کند. کتی معشوقی به نام هری فارر دارد که افسر خزانه داری است. سی دی اتفاقی به دست کارمندان یک باشگاه ورزشی به نام های چاد و لیندا می افتد. لیندا این واقعه را فرصتی استتثنایی برای به دست آوردن پول می داند، پولی که باید خرج عمل جراحی زبیایی وی شود. آن دو با آزبورن تماس می گیرند، اما آزبورن به تقاضای حق السکوت آنها پاسخ مثبت نمی دهد. بنابر این لیندا و چاد به سفارت روسیه رفته و سی دی را به وابسته سفارت داده و برای به دست آوردن پول بیشتر تظاهر می کنند که اطلاعات بیشتری در دسترس دارند. این بلوف به قیمت گرانی تمام می شود، چون چاد مجبور می شود دزدکی به منزل آزبورن وارد شود. در حالی که آزبورن از خانه رانده شده و فارر آنجا حضور دارد. نتیجه این کار کشته شدن ناخواسته چاد به دست فافر است. همزمان فافر که مردی عیاش است، در غیاب همسرش توسط اعلان اینترنتی با لیندا آشنا می شود. واقعه ای که باعث پیچیده تر شده بیش از پیش وقایع می شود، در حالی که افرادی دورادور مراقب همه آنها هستند...
چرا باید دید؟
برادران کوئن را همه با فیلم های جنایی شان می شناسند، اما کسانی که کارنامه هنری این دو برادر را دنبال می کنند از رگه سیاه طنز موجود در آن باخبرند و ای برادر تو کجایی را یکی از نقاط اوج کارشان می دانند. بعد از خواندن بسوزانید که با بازیگر اصلی آن فیلم ساخته شده، موضوعی به روزتر دارد و کمدی سیاهی متعلق به پس از جنگ سرد است که تمامی دستگاه های اطلاعاتی را به هجو کشیده است. سازمان هایی که دیگر محرمانه بودن کارشان محلی از اعراب ندارد و حتی از همکاری با دیگر سازمان های امنیتی نیز ابا دارند(مانند پرهیز مسئول CIA از دادن خبر جنایت فارر به پلیس).
فیلم که ابتدا در جشنواره ونیز به نمایش در آمد، با استقبال مثبت گسترده منتقدین روبرو شده و اگر نتواند قهقهه شما برانگیزد چه باک، چون موقعیتی که از مردها و زن های گرفتاردر چرخه ای از فریب ترسیم می کند کمدی خالص است.
بعد از خواندن بسوزانید که فروشی معادل ٥٧ میلیون دلار در آمریکا داشته، مانند دیگر فیلم های کوئن ها فوجی از آدم های احمق را ردیف می کند تا این بار اسطوره های سازمان های اطلاعاتی و تئوری توطئه را به سخره بکشند. کوئن ها پا را فراتر گذاشته و قراردادهای تصویری این نوع را نیز به هجو می کشند-فیلم با تصاویر ماهواره ای آغاز و پایان می گیرد- و نبرد جاسوس ها را چیزی جز دعوای مشتی ابله ارزیابی نمی کند. چیزی که در واقعیت شاید نتوان به راحتی با آن کنار آمد، اما این فیلم فرصت خوبی برای دست انداختن دنیای جاسوس ها و مخصوصا سازمان CIA فراهم کرده است که غففلت از دیدار آن نابخشودنی است!
ژانر: کمدی، جنایی.
پیش از بارندگی ها Before the Rains
کارگردان: سانتوش سیوان. فیلمنامه: کتی رابین. موسیقی: مارک کیلیان. مدیر فیلمبرداری: سانتوش سیوان. تدوین: استیون کوهن، ای. سریکار پراساد. طراح صحنه: سونیل بابو. بازیگران: لینوس روچ[هنری مورس]، راهول باس[تی. کی. نیلان]، ناندیتا داس[ساجانی]، جنیفر ایلی[لورا مورس]، لیوپولد بندیکت[پیتر]، ایندیراجیت[ماناس]، لال پل[راجات]، جان استندینگ[چارلز همفریز]، تیلاخان[پدر تی. کی.]، اجی کی. اومامهش[بازرس سامپات]. ٩٨ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ هندوستان، انگلستان، آمریکا. نام دیگر: Road to the Sky.
١٩٣٧ کرالا، جنوب هندوستان. روحیه ملی گرایی به سرعت در حال گسترش است. همزمان ارباب انگلیسی به نام هنری مورس وامی کلان از بانک می گیرد تا جاده ای برای گسترش تجارت خود احداث کند. دست راست او در این کار هندی آرمانگرای جوانی به نام تی. کی. نیلان است. مورس رابطه عاشقانه ای با زنی روستایی و شوهردار به نام ساجانی دارد، و سعی می کند تا آن را از چشم اهالی مخفی نگاه دارد. در همین احوال همسر مورس از راه می رسد و شوهر حسود ساجانی نیز او را تا سر حد مرگ کتک می زند. ساجانی گریخته و نزد مورس می رود، اما مدتی کوتاه بعد می میرد. مورس و تی. کی. او را دفن می کنند، ولی به زودی بازرس پلیسی از راه می رسد و تی. کی. میان یک دوراهی سخت گرفتار می شود...
چرا باید دید؟
سانتوش سیوان متولد کرالا یکی از فیلمسازان مطرح سینمای امروز هندوستان است که شهرت خود را مدیون فیلم تروریست(١٩٩٩) است. فیلمی که بر اساس ماجرای ترور راجیو گاندی و با کمک مالی جان مالکوویچ ساخته شده بود و توانست جوایز فراوانی برای این فیلمبردار کهنه کار سینمای هندوستان فراهم کند. سیوان از آن روز تاکنون فیلم های دیگری نیز کارگردانی کرده که نتوانسته اند موفقیت تروریست را در بازارهای جهانی تکرار کنند. اما آخرین ساخته او در قالب فیلمی تاریخی که به ماجرای استقلال هند در پس زمینه می پردازد، قرار است موفقیت پیشین را تکرار کند.
پیش از بارندگی ها که بر اساس اپیزودی از فیلم اسرائیلی آسفالت زرد(٢٠٠١) به نام پشت بام های قرمز ساخته شده، اگر قادر به تجدید موفقیت تروریست نباشد، قادر است حضور یک فیلمبردار بی نظیر و کارگردانی هوشمند در پشت فیلم را ثابت نماید. کسی که با استفاده از قصه ای غیر بومی موفق می شود مقطعی از تاریخ کشورش را در قالب داستانی عاشقانه تصویر کند. استفاده او از عناصر جنسی برای ترسیم روابط میان استعمار کننده و استعمار شونده هر چند تازه نیست، اما حضور شخص سومی در این ماجرا-تی. کی.- و جدال او میان وفاداری به آموزهای مدرنیسم و اربابی مهربان و پیوستن به موج حرکت ناسیونالیستی مردم آن را دیدنی می کند. فیلم با این مضمون پایان می گیرد که استعمار کننده و استعمار شونده هر دو با دستان خالی از دنیا خواهند رفت و آنچه به جای خواهد مانند راهی است که در میان صخره ها کننده اند. راهی به سوی آسمان، راهی به سوی آزادی و پیشرفت که سهم هر کدام در شکل گیری آن انکار ناپذیر است. چیزی که بعضی فیلمسازها با تحقیر و برخی منصفانه تصویر کرده اند: یعنی سهم استعمارگر در بیداری ملت ها و آشنایی شان با مدرنیسم و حتی استقلال خواهی شان!
ژانر: درام.
غرور و افتحار Pride and Glory
کارگردان: گوین اوکانر. فیلمنامه: جو کارناهان، گوین اوکانر بر اساس داستانی از رابرت هوپس، گوین و گرگ اوکانر. موسیقی: مارک ایشام. مدیر فیلمبرداری: دکلن کویین. تدوین: لیزا زینو چرگین، جان گیلروی. طراح صحنه: دان لی. بازیگران: کالین فارل[جیمی ایگان]، ادوارد نورتون[ری تیرنی]، جان وویت[فرانسیس تیرنی پدر]، نوآ امریش[فرانسیس تیرنی پسر]، جنیفر ایلی[ابی تیرنی]، جان اورتیز[سندی]، فرانک گریلو[ادی کاربون]، شیا ویگام[کنی دوگان]، لیک بل[مگان ایگان]. ١٣٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٨ آمریکا.
ری و فرانسیس دو برادر در اداره پلیس نیویریوک خدمت می کنند. پدرشان رئیس پلیس و داماد خانواده جیمی نیز پلیس است. وقتی چهار افسر پلیس کشته می شوند، پدر خانواده از ری می خواهد تا هر چه سریع تر قاتلین این چهار پلیس را پیدا کند. سرنخ هایی که ری می یابد او را به این نتیجه می رساند که پلیس های تحت امر برادرش در این کار دخیل بوده اند. اما برادرش به وی می گوید که از ماجرا بی اطلاع است. پیگیری های ری به زودی مشخص می کند که گروهی از پلیس ها به رهبری جیمی به قصد به دست آوردن پول دست به کارهایی خلاف قانون زده و از موقعیت خود برای سرقت پول قاچاقچیان مواد سو استفاده کرده اند. ری به سراغ جیمی می رود، اما جیمی دسیسه ای علیه وی چیده و سبب متهم شدن او به قتل می شود. تحقیقات به مسیر دیگری می افتد و ری خود را روی صندلی اتهام می یابد. اما پدر خانواده که از بیگناهی فرزندش اطلاع دارد از پسران خود می خواهد تا...
چرا باید دید؟
گوین اوکانر متولد ١٩٦٤ است. سابقه ای خوش در تئاتر دارد و با ساختن Comfortably Numb شروع به کارگردانی کرده است. اوکانر که تهیه کننده، بازیگری و فیلمنامه نویس نیز هست با دومین فیلم بلند خود Tumbleweeds به شهرت رسید و با فیلم سوم خود –معجزه- توانست جایی در میان تماشاگر مشکل پسند برای خود دست و پا کند. اما غرور و افتخار را می شود بهترین و کامل ترین اثر وی تا امروز ارزیابی کرد که متعلق به موج تازه فیلم های پلیسی/جنایی است. موجی که نقطه اوجی مانند مردگان را به خود دیده و قرار است تا با استفاده از عوامل آن دست به تکرار موفقیت آن بزند(قرار بود مارک والبرگ در نقش اصلی فیلم ظاهر شود).
غرور و افتخار همان طور که از نام آگهی های تبلیغاتی اش برمی آید قصه ای در باب وفاداری به اعضای خانواده یا قانون است. قصه ای نه چندان تازه و می شود گفت یکی از آن کهن الگوهایی که قهرمان را در وضعیتی قرار می دهد تا حقیقت، شرافت، خانواده و یا وفاداری را قربانی دیگری کند. اما چه چیز این یکی را از باقی فیلم های موج متمایز می کند؟ بدون شک فیلمنامه آن که توسط کارناهان کارکشته و سازنده Narc و آس های سوخته سهمی اساسی در این تمایز دارد. ولی تلاش اوکانر برای ایجاد فضایی دهشت انگیز از نیویورک، محیط خانوادگی پر تنشی که مانند بشکه باروت مستعد انفجار است و کشیدن بازی هایی معرکه از هنرپیشه های اصلی-مانند جان وویت که در نقش پدر مست خانواده در سکانس شام سال نو کولاک می کند- و تلاش برای پرهیز از کلیشه های این نوع را نیز نباید نادیده گرفت. فیلم به رغم استقبال منتقدان و حضور بازیگرانی پولساز به دلیل ریتم نه چندان تندش نتوانسته در گیشه موفقیت چندانی کسب کند. اما به عنوان یکی از بهترین های این موج جایگاه خود را در سال های بعد نیز حفظ خواهد کرد. شاید اگر کارگردان دیگری به جای اوکانر بود و فیلمنامه را با خشونت بیشتر و ریتمی تندتر به تصویر می کشد، اینک شاهد فیلمی موفق تر بودیم. کسی چه می داند؟
ژانر: جنایی، درام.
فیلم عاشقانه/یک داستان عاشقانه دیگر
Kærlighed på film
نویسنده و کارگردان: اوله بورندال. موسیقی: یواخیم هولبک. مدیر فیلمبرداری: دان لائوستسن. تدوین: آندرس ویلادسن. طراح صحنه: آندرس انگلبرخت. بازیگران: آندرس دبلیو. برتلسن[یوناس]، ربکا همسه[یولیا]، نیکلای لیه کاس[سباستین]، شارلوت فیش[مته]، دژان چوکیچ[فرانک]، کارستن یانسفورت[پل]، فلمینگ انوولد[دیکمان]، بنت میدینگ[آقای کاستلوند]، اوا فرولینگ[خانم کاستلوند]، یوزفین راهائوگ[مونیکا کاستلوند]، تیم ولادیمیر[ماینوس کاستلوند]. ١٠٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ دانمارک. نام دیگر: Just Another Love Story. برنده جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین بازیگر نقش مکمل زن/شارلوت فیش از مراسم بودیل، برنده جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین و نامزد ٨ جایزه دیگر از جشنواره رابرت، نامزد جایزه بزرگ داوران جشنواره سندنس.
زندگی یکنواخت یوناس عکاس اداره پلیس بعد از یک سانحه رانندگی مسیر تازه و غریب به خود می گیرد. او که به همراه همسر و دو فرزندش زندگی آرامی را می گذراند، وقتی به بیمارستان مراجعه می کند تا از حال راننده مصدوم خبر بگیرد، با دوست پسر وی سباستین اشتباه گرفته می شود. راننده مصدوم دختری به نام یولیا و فرزند خانواده ای مرفه است که به تازگی از مسافرت بازگشته است. او با سباستین در سفر آشنا شده، اما اینک پس از خارج شدن از کما، هیچ چیز به یاد نمی آورد. بعد از مدتی یوناس که شیفته یولیا شده، هویت واقعی خود را به پدر وی می گوید. پدر یولیا از وی می خواهد تا زمانی که دخترش بهبود نیافته، نقش سباستین را بازی کند. اما مصدوم دیگری با چهره باندیچی شده در بیمارستان حضور دارد که مراقب یولیا است و این امر باعث پریشانی یولیا می شود. یولیا کم کم به خاطر می آورد که قبل از بازگشت به خانه به سوی سباستین شلیک کرده است. از طرف دیگر دلبستگی یوناس به یولیا نیز زندگی خانوادگی او را مختل می کند، اما به زودی اشخاص تازه ای وارد رابطه آن دو می شوند که پایانی خونین برای یوناس رقم خواهند زد...
چرا باید دید؟
اوله براندل متولد ١٩٥٩ نورسندبی، دانمارک از اواخر دهه ١٩٨٠ با نوشتن فیلمنامه وارد سینما شد. از ١٩٩٣ با ساختن فیلم های تلویزیونی کارگردانی را شروع کرد و با ساختن تریلر نگهبان شب در ١٩٩٤ ورودی خیره کننده به سینما را تجربه نمود. نسخه انگلیسی زبان فیلم که سه سال بعد توسط براندل ساخته شد او را به غیر دانمارکی ها نیز شناساند. فیلم های بعدی او آب های عمیق، من دینا هستم و جانشین جوایزی از جشنواره های مختلف بین المللی دریافت کردند و براندل را به عنوان استعدادی تازه از سینمای اسکاندیناوی به جهانیان شناساندند. یک قصه عاشقانه دیگر به عنوان آخرین کار او که پخش جهانی نیز یافته، یک فیلم نوآر مدرن از نواحی قطبی است که قصه خود را به شکلی بدیع روایت می کند.
شروع قوی فیلم نوید بخش داستانی تازه است، مخصوصاً با راوی تیر خورده اش که یادآور سانست بلوار وایلدر نیز هست. اما با نزدیک شدن به نیمه دوم و فاش شدن هویت مردی که صورتش باندپیچی شده، فیلم به سوی یک اثر متعارف و قابل حدس از نوع تریلرهای آمریکایی پیش می رود. تنها مزیت فیلم که باعث می شود آن را تا پایان دنبال کنیم تفاوت در نوع پرداخت براندل است که از شخصیت های اصلی داستان خود موجوداتی پیچیده خلق می کند. فیلم در واقع بیشتر حال و هوای یک رومانس پر تعلیق را دارد که جنایت مضمون فرعی آن را تشکیل می دهد. فیلم عاشقانه را می توانید به نوعی مطالعه در شیفتگی هم تماشا کنید که فیلمبرداری اش از نقاط قوت آن است.
ژانر: جنایی، درام، مهیج.
حمایت Shelter
نویسنده و کارگردان: جونا مارکوویتز. موسیقی: جی. پیتر رابینسون. مدیر فیلمبرداری: جوزف وایت. تدوین: مایکل هافیسر. طراح صحنه: دنیس هادسون، گابور نورمن. بازیگران: تره ور رایت[زک]، براد راو[شاون]، تینا هولمز[جین]، جکسون ورث[کودی]، کتی والدر[توری]، مت بوشل[آلن]، راس تامس[گیب]، آلبرت رید[بیلی]. ٩٧ و ٨٨ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ آمریکا. برنده جایزه بهترین بازیگر/تره ور رایت و بهترین فیلم از دالاس آوت تیکز، برنده جایزه تماشاگران برای اولین فیلم بلند از ال. ای آوت فست، برنده جایزه ویژه از جشنواره فیلم های همجنس گرایان فیلادلفیا، برنده جایزه تماشاگران جشنواره فیلم های همجنس گرایان سیاتل، برنده جایزه تماشاگران بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگر نقش مکمل زن/تینا هولمز، بهترین بازیگر/تره ور رایت از جشنواره فیلم های همجنس گرایان تامپا.
زک پسری ٢٢ ساله که برای کمک به خانواده خود، اجبارا از رویای خود مبنی بر رفتن به مدرسه هنری دست کشیده، روزها را به مراقبت از کودی- فرزند خواهرش جین- یا مراقبت از پدر و کار در یک اغذیه فروشی می گذراند. رابطه او با دوست دخترش توری رو به سردی گذاشته و دلایلش بر طرفین روشن نیست. تا اینکه شاون برادر همکار زک از لس آنجلس به آنجا می آید و با زک برخورد می کند. علاقه هر دو به موج سواری باعث نزدیکی شان می شود و رفاقتی میان آن دو شکل می گیرد. جین نیز که همزمان با آلن دوست داشته قصد دارد تا فرزندش را به خیال حمایت زک رها کرده و با آلن به شهری دیگر برود. همزمان رابطه میان شاون و زک تبدیل به عشق می شود، چیزی که به مذاق جین و خیلی ها خوش آیند نیست و چندان به روابط همجنس گرایانه روی خوش نشان نمی دهند. اما شاون با رفتار خود ثابت می کند که نه فقط دوستی خوب برای زک، بلکه حامی درجه یکی برای کودی نیز می تواند باشد..
چرا باید دید؟
مارکوویتز دانش آموخته کالج امرسون در بوستون است و در زمینه تاریخ سینما در هلند و چک تحصیل کرده است. بعد از اشتغال به کارهای مختلف در کمپانی کلمبیا، از سال ٢٠٠٣ با نوشتن و ساختن فیلم کوتاه Hung Up شروع به کارگردانی کرده است. حمایت اولین فیلم بلند اوست که در بیش از ١٠٠ جشنواره به نمایش درآمده و بی تردید یکی از انسانی ترین و لطیف ترین نگاه ها را به همجنس گرایان دارد.
فیلم که در طول ٢١ روز فیلمبرداری شده واجد فیلمنامه ای قدرتمند است که بحث خانواده جایگزین را این بار به شکلی متفاوت مطرح می کند. اگر زک تا دیروز به تنهایی بار سنگین مسئولیت نگهداری از پدر و فرزند خواهرش را بر عهده داشت، این بار با یافتن شاون-که خود در حکم تکیه گاهی برای خیزهای بلند بعدی وی به شمار می رود- می رود که تشکیل خانواده ای سه نفره را داده و به رویایی خود-پیوستن به مدرسه هنری و نقاشی کشیدن- نیز جامه عمل بپوشاند.
فیلم حکایت یک انتخاب است، و یا بهتر بگویم انتخاب هایی متعدد از سوی همه شخصیت های فیلم که زک نقش محوری را میان شان دارد. او شهامت آن را می یابد که با واقعیت همجنس گرا بودن خود روبرو شده و توری را رها کند. از سوی دیگر جسارت انتخاب بزرگ تری را کسب می کند و آن گرفتن تصمیمی عاقلانه برای ادامه زندگی است تا خود را بیهوده فدای خانواده نکند. راهی که او در پایان برمی گزیند شاید به مذاق بسیاری زیادی شیرین بیاید، ولی انصاف داشته باشید همه ما به یک پایان خوش نیاز داریم. مگرنه؟
فیلم در عین حال ستایش موج سواری و طبیعت و بهره مند از حاشیه صوتی غنی است که هر کدام به تنهایی می تواند عامل جذب تماشاگر بسیاری باشد. اگر شما مانند خیلی ها در پذیرش همجنس گرایان مشکلی دارید، توصیه می کنم حمایت را ببینید.
ژانر: درام، عاشقانه، ورزشی.
منبع : هم آواز
